السيد محمد حسين الطهراني
228
امام شناسى (فارسى)
گفت : اى عطا ، افراديكه با تو آمدهاند چه كسانند ؟ گفتم : اى آقاى من ! از شيوخ و محترمين اين شهر هستند ! و از ايشاناست عبداللّه بن سلمة بن مريم الطائفى ، و عمارة بن الأجلح و ثابت بن مالك ، همينطور مرتباً من يكايك از آنها را معرّفى نمودم . پس از آن همه آنها بهجلو آمده و گفتند : اى پسر عمّ رسول خدا ، تو بهشرف صحبت رسول خدا رسيده ! و از آن حضرت آنچه بايد بشنوى شنيدى ! براى ما بيان كن از سرّ اختلاف اين امّت ، چرا دستهاى على را مقدّم مىدارند بر غير او ، و دستهاى دگر او را بعد از سه خليفه قبول دارند قال : فتنفَّس ابن عباس ، فقال سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يَقول : عَلِىٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِىٍّ ، وَ هُوَ الْامامُ وَ الْخَليفَةُ بَعْدى ، فَمَنْ تَمَسَّكَ بِهِ فازَ وَ نَجا ، وَ مَنّ تَخَلَّفَ عَنْهُ ضَلَّ وَ غَوى ، يَلى تَكْفِيَنى وَ غَسْلى ، وَ يَقْضى دَيْنى ، وَ ابُو سِبْطَىَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ، وَ مِنْ صُلْبِ الحُسَيْنِ يَخْرُجُ اْلَائمَّةُ التِّسْعَةُ وَ مِنّا مَهْدِىُّ هَذِهِ اْلُامّة عطا مىگويد ابن عباس نفس عميقى كشيد و گفت : كه از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : على با حقّ است و حقّ با على است ، و اوست امام و جانشين بعد از من ؛ كسىكه بهاو تمسّك جويد ، نجات مىيابد ، و رستگار مىشود ، و كسىكه از او تخلّف ورزد گمراه مىشود ، و بههلاكت مىرسد . على است كه متكفّل كفن نمودن ، و غسل من مىشود ، اوست كه دين مرا ادا مىكند ، و پدر دو فرزند من حسن و حسين است و از صُلب حسين خارج مىشود نه امام ، و از آنهاست مهدى اين امّت . در اين وقت عبد الله بن سلمه حضرمى گفت : اى پسر عمّ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چرا ما را بدين معارف پيش از اين دلالت ننمودى ! ابن عباس گفت سوگند بهخدا آنچه را كه از رسول خدا شنيدم ابلاغ كردم ، و ادا كردم حقّ آنرا ، وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ، و شما را نصيحت كردم و ليكن نصيحت كنندگان را دوست نداريد . ثم قال : اتَّقوا اللهَ عِبادَ اللهَ تَقيَّةَ مَنِ اعْتَبَرَ تَمْهيداً ، وَ ابْقى فى وَجَلٍ ، وَ كَمَش فى مَهَلٍ ، و رَغِبَ فِى طَلَبٍ ، وَ هَرَبَ فى هَرَبٍ فَاعْمَلوا لِآخِرَتِكُمْ قَبْلَ